الان مامان پرسید :خلیج فارس کجاست؟...خزائلی(!!!)
من سرم را به سمتش پرت کردم.یعنی نشد که آرام برگردم و باچشم های باز نگاهش کنم و بگویم که همان رودی است که قبلا توی تهران بود و خشک شده دیگر.
مامان گفت:اووووه...برو جوشونده بخور.
من روی زمین خزیدم و رفتم طرف جعبه جوشونده ها.یکی را برداشتم و خواستم جوشونده ها را بریزم توی دهنم ولی مامان جلویم را گرفت,آب جوش آورد و کمی از جوشونده ها را در آن حل کرد.بعد داد دستم و جوری که انگار نشنوم گفت:بدون نبات تاثیرش بیشتره.یک نفس سر کشیدم.مزه شکلات 98 % میداد.
...
الان دارم به فلوچارت رو به رویم نگاه میکنم.نه...احتمالا الگوریتم است.ش
برچسب:
نویسنده: بنیامین اسماعیلی
تاريخ: چهارشنبه
12 آبان
1395 ساعت: 15:02